مرتضى مطهرى

91

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وجود بالفعل براى حصولى ديگر قائل باشيم اين مطلب از اصل غلط است . بنابراين حركت توسطى به اين معنا نداريم . فرض دوم اما فرض ديگر اين است كه حصولات آنيه را امورى فرضى بدانيم . اين بعد از آن است كه ما حركت قطعى را قبول كنيم . همان‌طور كه در جسم كه متصل واحد است مىتوانيم حدودى را اعتبار كنيم ، در حركت قطعيه هم مىتوانيم حدودى را اعتبار كنيم . اين بدان معنا نيست كه حد وجود دارد ؛ حد وجود عينى ندارد ، « آن » وجود عينى ندارد . وقتى قطعه‌اى از زمان را دو قسمت فرض مىكنيم حد مشترك دو قسمت را « آن » مىگوييم ، ولى در خارج كه آنْ وجود ندارد و اين ذهن ماست كه آن را فرض مىكند . بنابراين اگر بگوييد مصداق حركت توسطى حصولات آنيه است حركت توسطى امرى فرضى مىشود چون خود حصولات ، امورى فرضى هستند . پس نتيجه مىگيريم كه در هيچ يك از دو صورتى كه تا به حال گفتيم حركت توسطى نمىتواند كلىاى باشد كه جزئياتش حصولات آنيه باشند : اگر اين حصولات آنيه را « حصولات بالفعل » بدانيم حركت مىشود حصولات متتالى متشافع كه گفتيم باطل است ، و اگر حصولات آنيه را « حصولات بالقوه و فرضى » بدانيم لازمه‌اش اين مىشود كه حركت توسطى امرى فرضى و ذهنى باشد . پس در هيچ صورت حركت توسطى نمىتواند كلىاى باشد كه جزئى آن ، حصولات آنيه باشد . فرض سوم ممكن است به نحو ديگرى بگوييم كه مرحوم آخوند در ضمن جواب ، آن را هم گنجانده است . بگوييم مصداق حركت توسطيه « حصولات آنيه » نيست كه اين دو ايراد به آن وارد باشد بلكه مصداق حركت توسطى « حصولات زمانيه » است . « حصولات زمانيه » يعنى بخشى از يك وجود ممتد در مقدارى از مسافت در مقدارى از زمان . اين شىء كه حركت مىكند يك دهم از [ اين حركت ، منطبق بر ] يك دهم مسافت و يك دهم از امتداد زمانِ اين حركت است . هرچه اين را كوچك و جزء جزء كنيم باز يك حصول ممتدِّ در مسافت و نيز در زمان است ، همان دو